به نام خدا

خب راستش یکم سخته حرف زدن در موردش یا شایدم بشه گفت خیلی ستخه.
اگه به من بگن از بین ۳ لیتر اسید و این موضوع کدوم رو انتخاب میکنی بدون شک میگم ۳ لیتر که بچه بازیه حاضرم توی وان اسید حموم کنم ولی در این مورد حرفی نزنم.
الانم اگه دارم حرفی میزنم بار خاطر اینه که یکی از همجنساشون اینجا وایساده و داره بهم فشار میاره که در موردش حرف بزنم.
همجنساشون؟!کلمه ایهام داره ولی کلا ۲ جا کاربرد داره یکیش توی بحث مواد هست که فک میکنم عقلانی نباشه که یه مواد به من فشار بیاره که درموردش حرف بزنم مگر در مواقعی.
یکی هم بحث جنسیت هست که در زن و مرد خلاصه میشه.
حالا اون جنس چی هست؟!مشخصا نمیتونه پسر باشه پسرا هم رو درک میکنن و از هم میگذرن مگر در مواقع خاصی.
حالا که فهمیدن داستان در مورد دخترا(زنها) هست بزارید بهتون بگم چرا دوس ندارم در موردش حرف بزنم.
مسئله ی ساده ای هست در عین پیچیدگی به اسم درک متقابل.ما پسرا از دید دخترا احتمالا یکی از گونه هایی هستیم که از میزان درک متقابل خیلی کمی برخورداریم.
چجوری؟!الان بهتون میگم،فرض کنید شما با دوستتون(پسر)دارید حرف میزنید و بعدش میگید اوکی بای و اون هم همین رو میگه و میرید و خوش و خرم به زندگیتون برسین ولی امان از زمانی که یه دخترخانومی بگه اوکی بای"به تعبیری شما فک میکنید همه چی آرومه و شما چقد خوشبختید ولی در زوایای پنهان این جمله اونجوری که من تحقیق کردم یه الهی بری زیر تریلی در جا بمیری تو جوبای پایین شهر خاک کنن وجود داره"
یا مثلا وقتی یه دختر خانومی بهت میگه تنهام بذار یعنی خاک بر سر الاغت تنهام نذار و بمون پیشم ولی وقتی میگه تنهام بذار یعنی سریع از جلو چشمام گمشو تا نکشتمت.
میبینید از نگاه اونها این مسئله خیلی پیچیده نیست ولی ما خیلی پیچیدش کردیم.
اما براستی مشکل از ما هست یا اونها؟!محققان جواب درستی برای این سوال پیدا نکردن و فقط به ارائه ی راهکار هایی برای بهبود درک متقابل ارائه دادن که از اونجایی که من آدم عفیفی هستم فقط پسرونه هاش رو میگم:
۱.حداقل هفته ای ۳ روز ۲ کیلو سنگ رو ببندید به شکمتون و کار ها رو انجام بدید.
۲.روزانه ۲ کیلو متر با کفش های پاشنه بلند پیاده روی کنید.
۳.معذورم
۴.خیلی معذورم
۵.آخ آخ خیلی خیلی معذورم 
چه کاریه آقا خیلی سخت شد از اونجایی که شرایط هر لحظه داره سخت و سخت تر میشه اصن ما رو بخیر و اونا رو به سلامت. والا درک متقابل مگه چی هست حالا که بخوایم به خاطرش اینقد خودمون رو اذیت کنیم.ما پسرا یکمی فقط یکمی خسته ایم و اگه خستگیمون در بره همه چیز رو خوب درک میکنیم.