امروز داشتم به ترک دیوار نگاه میکردم و...

قبلش بگم که یسری از تئوری ها و نظرات من کاملا از محو شدن به یه جایی بدست میان حالا بگذریم داشتم فک میکردم درمورد خلقت و با خودم گفتم چی میشد انسان ها هیچوقت گرسنه نمیشدن اونوقت یه عالمه وقتمون رو میشد صرف یسری کار دیگه کرد بعدش گفتم چی میشد اگر انسانها از اون اول نیازی به مدرسه رفتن نداشتن و اگه اینجوری میشد یه عالمه دیگه از وقت هایی که صرف این کار شده هم کم میشد!(راستش الان دارم فک میکنیم چی میشد که نیازی به پول نداشتیم)

وقتی به موضوعات بالا فکر میکردم فقط مقصودم صرف زمان بودش ولی خب بعد از کمی مکث با خودم فک کردم فقط زمان خرج نمیکنیم که و تو خیلی از مسائل از دید من مشکل هست مثلا چی میشد اگه انسانها تو زندگی دیگران دخالت نمیکردن یا مثلا پشت کسی حرف نمیزدن یا برای دیگران تصمیمی نمیگرفتن و یا حتی آشغال هاشون رو زمین نمیریختن تا یک فرد دیگه ای بیاد و جمعشون کنه!

یا مثلا چرا وقتی ما یه مشکلی داریم انسانها نمیان کمک کنن و به قول معروف گوشی رو در میارن و از شرایطمون عکس و فیلم و سلفی میگیرن!

یذره دیگه فکر کردم با خودم گفتم واقعا کاش انسانها حقوق دیگران رو هم همونجوری واسه حقوق خودشون میجنگن تا زنده کنن زنده کنن!یا اصن چی میشد یسری از انسانها یکمی شعور داشته باشن که هرجایی فحش ندن شاید یکی حالش بد شه با این کلمات!

کلا متن داشت با این اوضاع خراب به فنا میرفت که یهو یادم افتاد یه دسته ای از این همین نژاد آدم ها هستن که هم عاشق میشن و هم راستگو هستن و از مظلوم دفاع میکنن،راه درست رو به آدم نشون میدن،تو سختیا برعکس دیگران که میان سلفی بگیرن دستت رو میگیرن و بهت کمک میکنن،حالت بد باشه حالت رو خوب میکنن،یه کتاب خوب بهت معرفی میکنن و یه عالمه کار خوب که تورو امیدوار میکنه به اصلاح اون دسته ی دیگه 

بشدت به وجود این آدما نیاز دور بر هرکدوممون قطعا!