تصورش رو بکنید...

تصورش رو بکنید که بعد از مدت ها دوستاتون زنگ میزنن که دعوتت کنن یه رستوران خوب برای صرف شام و در عین اینکه بعد از مدت ها دور هم جمع شدید عشق قدیمیتون رو ببینید که داره با عشق جدیدش غذا میخوره...

 

تصورش رو بکنید که یه روز گرم تو تابستون که آفتاب با تمام وجودش قسم خورده که گرمازدتون بکنه و شما بالاخره سوار تاکسی میشید و رادیو ی ماشین به صورت اتفاقی داره موزیک مورد علاقتون رو پخش میکنه و دارید یکمی کیف میکنید که یهو بقلیتون میگه آقا اگه میشه کمش کنید...

 

تصورش رو بکنید که بعد از چند هفته فشار درسی سنگین با بچه ها هماهنگ کنی برای بین التعطیلی تعطیلات هفته ی بعد برید بگردید که استاد میگه کار تحیقیت رو باید همون هفته ی بعد ارائه بدی و سفری در کار نیست دیگه...

 

تصورش رو بکنید که بعد مدت ها یه حراج بوت های زمستونی برای خانم ها گذاشتن و دوستان با پنجاه درصد تخفیف بوت خریدن که تو برف زمستونی بپوشن ولی خب در گرم ترین زمستون تاریخ به سر میبریم و خانم ها تماما در حال ذکر گفتن برای فروشنده حراج هستن...


تصورش بکنید که کار اداری دارید و کمی از ضعف سیستم اداری عصبی هستید در همین حال یه نفری تنش به تنتون میخوره و شروع به درگیری میکنید باهاش و بعد از إتمام درگیری و کارهاتون پی امضای نهایی میرید و یهوویی میبینید اونی که باهاش درگیر شدید پشت میز نشسته...

 

تصورش رو بکنید که بالاخره بعد مدتها بگو مگو کردن با خودت در مورد اینکه بهش بگی دوسش داری یا نه وقتی خودت رو آماده میکنی بهش بگی دوستاش میگن حذف کرده و دیگه سر این کلاس نمیاد...

 

 

تصورش رو بکنید که دارید درمورد یک داستانی با یک فرد مطرح میکنید و منظورتون یک چیز دیگست ولی اون فرد یک برداشت بی معنی میکنه و بشدت دردسر براتون درست میشه و حالا شما میمونید و یک سیل عجیب نگاه از سمت دیگران که باید براشون توضییح بدید...

 

خلاصه کنم اگر شما هم از این دست تصورش رو بکنید دارید بدونید که زندگی داره روی واقعیش رو بهتون نشون میده چون بزرگی میگفت زندگی یک سریال بزرگ از بدبختی هاست که بینش کمی خوشی مثل پیام های بارزگانی چیده شده!

 

مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعل!!

۱۶:۵۹
Ritalin 10mg
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۷:۰۹
ای بابا سعید میرزا :|

پاسخ :

چه شده است تورا ریتالین بانو یا خاتون؟؟؟


خخخخ
یه خانوم گل ***
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۷:۱۲
خخخخ تصورش ادمو با خاک یکسان میکنه...
اره والا دم اون بزرگ گرم :)

پاسخ :

شما هم به این تصورات دعوتید!


خخخخخ
Unknown 96
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۷:۱۳
عجب چه همه تصور ...!
من سخن بزرگ رو قبول ندارم ^_^

پاسخ :

شما هم به این تصورات دعوتید!

همه میدونیم که ته دلت قبولش داری :))))))
Unknown 96
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۷:۲۰
اخه همه جنبه منفی یه اتفاق بدو نگاه میکنن ولی من همیشه سعی میکنم جنبه ی مثبتشو نگاه کنم البته خب شاید برای خیلیاش چیز مثبتی رو همون لحظه پیدا نکنم ولی بعدا جنبه ی مثبتشو میفهمم 
نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یانه 
ولی مهم اینه آدم خودش چه عقیده ای داشته باشه و با چه دیدی نگاه کنه این خیلی مهمه به نظرم ^_^ 

پاسخ :

اره شاید همینطوری باشه که میگی یعنی دید افراد مهمه و همه ی ادما توی ایجاد این دید نقش دارن!
Ritalin 10mg
۰۲ آذر ۹۶ , ۱۷:۲۰
اوقد گزاف در نکن ز مخت میرزا دگر :/

خاتون میباشم -.- 
هیییییم .. شادی بنما :)

پاسخ :

گزاف نمی نمایم خاتون 
همه اش از ته دل های وجودِ ناوجود واقعیست!
** سیلاک **
۰۲ آذر ۹۶ , ۲۱:۴۹
وای چه بدشانس هم هستی اینهمه بلا سرتون اومده  !!!! 


پاسخ :

از قدیم گفتن هرچی سنگین مال پای لنگه ولی خب اینا میتونن شوخی هم باشن😁
عارفه ...
۰۲ آذر ۹۶ , ۲۲:۰۸
نه دیگه این همه بدبینانه

پاسخ :

دقیقا کدوم همه؟!
عارفه ...
۰۲ آذر ۹۶ , ۲۲:۲۸
اینکه زندگی یه سریال بزرگ ازبدبختی هاست

پاسخ :

هستش دیگه مگه نیستش؟!
عارفه ...
۰۲ آذر ۹۶ , ۲۳:۰۶
نه اصلا

پاسخ :

پس چیه؟!
عارفه ...
۰۳ آذر ۹۶ , ۰۰:۵۵
زندگی خیلی هم قشنگه
خیلی زیاد

پاسخ :

چی بگم والا خیلی بحث میطلبه!
عارفه ...
۰۳ آذر ۹۶ , ۰۲:۰۸
شماقبولش کنین که بحثم نطلبه!
ولله

پاسخ :

شما قبول کن خو😁
عارفه ...
۰۳ آذر ۹۶ , ۱۳:۱۱
من ایستاده ام چُنان که بارنمی کنین!

پاسخ :

من بیشترترترترترترتر ایستاده ام چُنان که باور بکنی!😬
عارفه ...
۰۳ آذر ۹۶ , ۱۳:۱۲
منظورم باوره
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

بیگانه ای در خط زمانی متفاوت!

!شاید یه روزی یسریشون رو کتاب کردم

دائما یکسان نباشد حال ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan