دیروز بود که تلگرام را باز کردم سیل پیام ها با عنوان روز منع خشونت علیه زنان خانه ی من را که همان گوشی بود ویران کرد!

وقتی یک سر به وبلاگمان هم زدیم با مطلبی از یکی ازوبلاگ های دوست جان هایمان مشاهده کردیم با عنوان منع خشونت علیه زنان.از بردن نامش پرهیز میکنم بلکم کمی به تفکر فرو رود و شاید نزد پروردگارش توبه کند از این حرکت خویش!

ولی از این داستان ها که بگذریم باید بگویم این بار دست به قلم شده ام تا خط بطلانی بر این شوآف فمینیستیِ ساخته شده توسط غرب جنایتکار بکشم تا میلیون ها جوان راه گم کرده به أصل خویش بازگشته و بتوانند سعادت حقیقی را بازجویند تا به مقصود غایی این بیت

هرکسی کو دور ماند از أصل خویش

بازجوید روزگار وصل خویش

بحث را بیش از این نمیکشم و به ارائه مثالهایی در مورد این داستان دروغین میپردازم:

١.برویم به همان سال های بدنیا آمدنمان.ما آقایان همیشه زیر سلطه ی جور و ستم بوده ایم حتی همان چند دقیقه بعد از به دنیا آمدنمان که پرستارها با اطلاع از پسربودنمان شروع به گرفتن یه شیرینی تپل از پدرانمان میکنند و پدر که کمرش زیر این حجم از پول خم شده تا چشمش به ما می افتد شروع به نگاه های خشونت آمیز به ما میکنید و در ادامه گریه های بلند ما همانا و اخم های پدر همانا و این اتفاق نسل به نسل منتقل میشود!

٢.وقتی نوبت به انتخاب اسم میرسد هم داستان غم انگیزی در انتظار ماست ما آقایان اسم هایمان را باید با خانم ها قسمت کنیم و هر اسمی که داریم را خانم ها طی یک حرکت ناجوانمردانه با چسباندن [ه] به آخرش برای خود میکنند و حالش را میبرند!

٣.وقتی برای خرید لباس ما را میبرند یا اصلا نمیبرند هم نمیتوانیم هرچه که میخواهیم بپوشیم و بخریم دقیقا برعکس دختران که خرید کردن برایشان یک منوی خیلی باز است!

٤.از دوران کودکی کمی فاصله میگیریم و به دوران نوجوانی میرسیم جایی که خریدها در هرساعت از شبانه روز به عهده ی پسران مظلوم است در اینجا سوالی مطرح میکنم که این مورد برای دختران به خوبی جا بیوفتد:هفت صبح جمعه پدرگرامی بیدارتان میکند تا بروید برای خرید نان؟!

٥.برسیم به دوران جوانی و ازدواج،مراسمی که تماما برای تضعیف داماد است و بس!عروس که حرف نمیزند چرا ؟چون زیر لفظی میخواهد!عروس ناز میکند راهکار چیست؟!شیر بها و مهریه را بیشتر بکنید!عروس ناراحت است اینبار دیگر مشکل کجاست؟!هیچی فقط یک تالار مجلل رزرو کنید و در تهیه ی جهیزیه پول چیزی معادل ٩٥ درصد از اجناس را بدهید!

٦.قبل از ازدواج باید حداقل دو مشکل اساسی سربازی و کار را حل کرده باشید که از سختی مورد اول زنان درکی از آن ندارند و دومی را هم غبضه کرده اند و کاری دیگر پیدا نمیشود حتی برای گویندگی در مترو و بانک و بیمارستان و غیره!

٧.اصلا به فرض ما مردها سربازی رفتیم و کار هم پیدا کردیم و زن هم گرفتیم پس لااقل کمی فضای آزادی به ما بدهید که در آن به بدبختی هایمان فکر کنیم،دیگر چرا مترو را از ما میگیرید؟!چرا شما حق دارید به بخش مردانه بیایید ولی ما نمیتوانیم برعکسش را انجام دهیم؟!

٨.این مورد فقط مخصوص مردان متاهل هست،آنهایی که از هشت صبح تا هشت شب سرکار هستند و وقتی خسته و کوفته به خانه می آیند همسرانشان انتظار دارند آنها در کار خانه سهیم باشند و روی کاناپه لم ندهند و چایی را خودشان برای خودشان بریزدند و در نهایت جای دیدن فوتبال باهم سریال افسانه دونگی را برای بار چهل و سوم ببینند!

خلاصه اینکه در این جهان این مردانند که بشدت مظلوم واقع میشوند و کسی حتی کَکَش نمیگزد موارد بسیارند و من دیگر دلیلی برای سوزناک تر کردن این نوشته نمیبینم.میخواستم راهکارهایی نیز برای مقابله با این وضع پیشنهاد کنم از فرار و درگیری تا انقلاب و اصلاحات ولی به علت ذیق وقت بودن از آنها میگذرم و فقط به یک درخواست بسنده میکنم و آن هم این است که

"یک روز را هم برای منع خشونت علیه مردان در این تقویمتان مشخص کنید"