مود ٢

چون دوستــــانم دشمنند و دشمنـــان دوست
 وا می نهــــم بعـــد از تـــو"آنــها"را به"آن هــــا"
  • ۵ | ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • یه بنده خدایی
    • جمعه ۱۸ آبان ۹۷

    مود ١

    ز حد بُگذشت مشتاقی و صبر اندر غَمَت یارا 
    به وصلِ خود دَوایی کُن دلِ دیوانه ی مارا
  • ۶ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • یه بنده خدایی
    • پنجشنبه ۱۷ آبان ۹۷

    حال خوب کن فوری!


  • ۸ | ۰
  • نظرات [ ۴ ]
    • یه بنده خدایی
    • دوشنبه ۱۴ آبان ۹۷

    طناب


     

    زندگانی واقعا عجیب است.گاهی در اوج لذتی و گاهی در اوج خفت.ما آدم ها مهره های خاک خورده ی در خدمت بازی سخت و دل ریش روزگاریم.روزگار ما را به بازی میگیرد و تماما به ریشمان میخندد ، میتواند بدون هیچ تعاقب عملی ما را جا به جا کند.عقب به جلو یا جلو به عقب،بالا به پایین یا پایین به بالا و حتی میتواند بالاخره مارا حذف کند ولی با یک هنرمندی زیبا جوری که مقدمات صحنه را میچیند که تو مجبوری طبق قواعد عمل کنی.میزان ماندن در این بازی هم بستگی به صبرمان دارد و البته ترسمان!

    چرا صبر؟انگاری روزگار مارا برروی یک صندلی با دو پای شکسته گذاشته و دست بسته طنابی بر گردن ما افکنده.هرچه تعادل بهتری داشته باشی عمر بیشتری خواهی کرد اما بالاخره یک جایی خودت خسته میشوی از این چپ و راست شدن ها و به یک آن تعادلت را برهم میزنی.

    و چرا ترس؟تنها چیزی که میتواند جلوی تورا بگیرد ترس توست که بعد از هر نهیبت برای برهم زدن تعادل به سراغ تو می آید و وادارات میکند که کما فی السابق به این ابتذال تن بدهی!

  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • یه بنده خدایی
    • پنجشنبه ۲۶ مهر ۹۷

    گمشده ، گمشدگان یا گمشده ایم؟!



  • ۱ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • یه بنده خدایی
    • چهارشنبه ۱۸ مهر ۹۷

    کانتری بازاش بیان!(Hold The Line)




  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • یه بنده خدایی
    • دوشنبه ۹ مهر ۹۷

    آخرِ شبی بشنویم!



  • ۵ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • یه بنده خدایی
    • جمعه ۶ مهر ۹۷

    جورج لوکاس،تارانتینو یا عباس کیارستمی؟!

    ماجرا تماما از دیدگاه و زمینه ی فکری ما آب میخورد!نگاه به موضوع #عشق تماما به زمینه ی فکری ما مربوط میشود.

    میشود عشق را قصه ی یک دختر و پسر فراری از سیاره ی خود دید که برای مدت ها از هم به اجبار زمانه جداشده اند و بعد از سالها همدیگر را ببینند ولی نه دختر دیگر آن دختر معصوم است و نه پسر آن بچه ی ساده.

    یا میشود عشق را در قالب اوج جنگ جهانی درون یک سینمای فرانسوی که از سر ناچاری میزبانِ هیتلر هستند و صاحبِ سینما در کشاکشِ یک رابطه ی عشق و نفرت نسبت به گذشته و حالِ خود باشد و این وسط پسرکی هم به دنبالِ سینمادار افتاده باشد.

    شاید هم بشود عشق را در سکانسی از سینمای روشنفکری و جدید ایران دید که دیالوگ ها سعی در واکاوی احساس میکنند ولی چقدر در این امر موفق هستند به پای مخاطب!

     

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۲ ]
    • یه بنده خدایی
    • جمعه ۶ مهر ۹۷

    مستان!


    بری دانلود این اثر اینجا را کلیک کنید.


    بعد شنیدن نظر میدید یا که...؟!

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • یه بنده خدایی
    • چهارشنبه ۲۱ شهریور ۹۷

    محفل هنر دوازدهم

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • یه بنده خدایی
    • دوشنبه ۱۲ شهریور ۹۷
    دائما یکسان نباشد حال ما!