بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر روحانی سلام علیکم.

طبق سنتی که از پارسال شروع شد تصمیم گرفتیم که امسال نیز یک نامه برایتان بنویسیم و از آنجا که شاهد آخرین نفس های سال 96 هستیم بهترین زمان برای نشر آن همین امروز است. ولی قبل از هرچیزی خدمت رئیس دولت تدبیر و امید باید بگویم که اتفاقات یک سال اخیر بقدری تلخ بوده که کمی الفاظ تدبیر و امید را از گذاره ی دولتتان گرفته است.اگر به سال 96 نگاهی بیاندازیم میبینیم که خالی از اتفاقات جنجالی نیست ولی بنده برای شروع نامه ی خود از آنجایی مینویسم که شما عزمتان را جزم کردید تا در انتخابات دوره ی 12 ریاست جمهوری پیروز شوید.یادمان نمیرود که هروز در نقطه ای از کشورمان چندین طرح عمرانی افتتاح میشد و افراد حاضر در آن جلسات وعدههای شما را با اشتیاق تمام میشنیدند.انتخابات 1396 برگذار شد و جنابعالی در یکی از بی رقیب ترین انتخابات های این تاریخ 40 ساله ی نظام با یک رای چند میلیونی پیروز شدید.ولی دیری نپایید که آن جناب روحانی فعال جای خود را با یک جناب روحانی کمی غیرفعال عوض کرد و اینجا بود که بنده تئوری ای را که به ذهنم رسید در اینجا مطرح میکنم که شما آن جناب آقای روحانی فعال نبوده و نیستید بلکه ایشان جناب آقای روحانی فعال از دنیای موازی ما بودند و فقط برای چند صباح تبلیغات و افتتاح طرح ها به دنیای ما آمده بودند و پس از پیروزی در انتخابات عنان کار را به خودتان سپردند و به دنیای خودشان رفتند.از آنجا که نقدی به جناب روحانی اول از دنیای موازی وجود ندارد نقد هایمان را به شما که وعده هایی توسط آن جناب روحانی داده شد و شما به آن ها عمل نکردید میکنیم تا شاید اوضاعمان کمی بهتر بشود.

وعده ی شماره 1:وزیر زن

یادمان نمیرود که شما این وعده را دادید و گزاف نیست اگر بگوییم بخش اعظمی از رای بانوان سرزمینمان برای این با نام حسن روحانی در صندوق ریخته شد که انتظار داشتن سهم و نقش بیشتری در تصمیمات مدیریتی کشورشان داشتند و این امید شاید تا لحظه ی ارائه ی لیست وزرای جنابعالی وجود داشت که آن امید جایش را به یاس داد.

وعده ی شماره 2:پایین آوردن سن وزرای کابینه ی دولت 12 نسبت به دولت 11

این وعده برای این داده شد تا به نوعی پویایی بیشتری در هیئت دولت دیده شود.تا آنکه دیگر شاهداین صحنه نباشیم که یکی از پشت سری های وزیر حرف هایش را به او یادآوری بکند و هم این که این عزیزان وقت آزاد خود را به دیدن خوانواده و نوه های خود صرف بکنند ولی شما در یک حرکت که بدون شک نام آن را فقط میشود یک حرکت جناب آقای روحانی وار نتنها سن کابینه را پایین نیاوردید بلکه با وجود داستن یک وزیر زیر 40 سال میانگین سنی کابینه را 2 سال افزایش دادید.

وعده ی شماره 3:رفع تحریم ها و پایان ایران هراسی

با اطمینان باید گفت که بدنه ی عظیم رای دهندگان به شما هدفشان همین برداشتن تحریم ها و پایان به ایران هراسی بوده است.ولی اگر حافظه ام یاری بکند شما در شب توافق لوزان گفتید: که تمام تحریم ها ی هسته ای،مالی و بانکی،موشکی و... برداشته خواهد شد ولی بعد از دوسال درست در آخرین سخنانتان در آخرین مناظره و در مقابل میلیون ها ببیننده فرمودید که: تحریم های هسته ای را برداشتم و اگر به من رای بدهید تحریم های دیگر را هم برخواهم داشت.حالا نمیدانم که چرا مردم متوجه این صحبت شما نشدند شاید خیریتی در آن بوده و شاید هم دستی پشت آن.ظاهرا این نکته تنها آنتی سنتزی است که میشود وجود یک دکتر روحانی از جهان موازی را تکذیب کرد ولی با این حال جناب آقای روحانی شما حتی موفق به برداشتن کامل تحریم های های هسته ای نیز نشده اید.اینکه نمیتوانیم دلارهای کسب شده حاصل از فروش محصولاتمان را به دلیل مسدود بودن سیستم بانکی دریافت کنیم و مجبوریم با پول آن ها 150 تن مربا از انگلیس یا 160 تن کود انسانی و سنگ پا وارد کنیم نامش رفع تحریم ها نیست که حتی با اغماض میشود دور زدن تحریم ها نامیدش! در مورد ایران هراسی هم که هم اگر منظورتان صعود یکی دو پله ای در فهرست اعتبار پاسپورت ها است بهتر است حرفی نزنیم.ولی شاید آن جناب روحانی در جهان موازی توانسته که هم تحریم ها را برای کشورش رفع بکند و هم ایران هراسی را از بین ببرد و ما در آن جهان موازی در یک ایران پر نعمت و پر آسایش زندگی میکنیم.اگر اینطور باشد که باید یک ماشین طی الارض بسازیم که بتوانیم بین 2 جهان رفت و آمد بکنیم.اینکه گفتم به ایران موازی برویم به دو دلیل است:اولی اینکه هزینه های ساخت این تئوری کمتر از عوارض خروج میشود و دومی هم اینکه ما که وطن فروش نیستیم حالا که داریم مهاجرت میکنیم چرا به ایران در جهان موازی مهاجرت نکنیم.

وعده ی شماره 4:رونق در اقتصاد

دیری نپایید که من به علاقه ی عجیب شما به افعال معکوس پی بردم.و این افعال معکوس نتنها در کلام که در عملکردتان نیز وجود داشت که خود این حرکت یک طنز قشنگ در درونش نهفته است که بشدت در دنیای تئوریکال با آن موافقم ولی در نیای واقعی کمی با آن مشکل دارم.مشکلم آنجاست که پدری که امروز به خاطر تعدیل نیروی کارخانه ای بیکار شده و شب برای اینکه فعلا خانواده چیزی نفهمند علت اینکه مایحتاج شبانه را تهییه نکرده فراموشکاری میگوید.یا موسسات مالی ای که پول مردم هر روز در در آن ها بیشتر و بیشتر میسوزد(هرچند این مورد آخر یه موضوع بسیار پیچیده است و فقط دولت جناب عالی در آن دخیل نیست).یا اینکه ملت سرافراز ایران،ملتی که همه چیزشان را برای دفاع از این نظام داده اند در یک نمایش تحقیرآمیز حاضر شوند و جلوی صرافی ها صف بکشند.

خلاصه که اتفاقات تلخی همچون معدن یورت،زلزله ی کرمانشاه،کشتی سانچی،هواپیمای آسمان،برخورد های کژدار و مریض شما با منتقدان و همچنین قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر در سال 96 اتفاق افتادند.بله منکر این نیستیم که اتفاقات خوش نیافتادند ولی قبول کنید تلخی های 96 بیشتر از خوشی های آن بود.و اگر بخواهیم در مورد هرکدامشان بگویم شاید ساعت ها بشود نوشت هرچند برخی را قبلا نوشتیم و برخی خیر و حتی فکر کرد آیا ما آمادگی برخورد با بحران ها را داریم یا خیر؟!

در آخر باید بگویم که این نامه نه از سر نیش و کنایه است که فقط از سر یک دلسوزی 2 طرفه همانند پارسال نوشته شد.از طرفی برای خود ما جوانان که خواستار توجه بیشتری از سمت مسئولین هستیم و از طرفی هم برای شما که شاید با فعال تر شدن و عملی کردن وعده هایتان در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی وقتی در سال 1400 به گذشته ی 8 ساله ی دولتتان یک لبخند واقعی را داشته باشید و یک جایگاه خوب در تاریخ جمهوری اسلامی ایران و نه فقط رضایت مردم ایران که یکی از جهات مهم رضایت خداوند عزوجل یاری و کمک به مستضعفان و خدمت به خلق است.

در حال حاضر که فکر میکنم شما حتی کلیپ تبریک عید نوروزی خود را هم ضبط کرده باشید ولی اگر در آینده ی نزدیک آماده ی کار بودید بسم ا... اگر که نه زنگ بزنید آن یکی جناب آقای روحانی از دنیای موازیمان بیاید و همه ی ما را نجات دهد.

 

پ.ن:آقا به یکی از دوستام سپردم هروز زنگ بزنه بهم اگه یه روز زنگ زد و جواب ندادم بدونید اومدن بردنم یه جای نا معلوم :))

پ.ن بعدی:هرکی حتی یه جمله از این متن رو قبول داره منتشرش کنه یا به دیگران بگه یا اصلا خودتون هم یه نامه به رئیس جمهور بنویسید.