کم کن مسخره بازیاتو!
نمیای؟!
نمیای؟!
- ۶ نظر
- ۱۵ آذر ۹۷ ، ۰۱:۵۳
- ۴۶۲ نمایش
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
یار جان از الان حواست باشه که مو بلند و مشکیش خوبه ولی فقط واسه من!
هر بار که لمس کرده دست تو مرا
انگار توافق تبر بوده و عشق
از در درآمدی و من از در بدر شدم
گویی از این جهان به جهان دگر شدم
پاییز است و فصل عاشقی کردن!
هروز ساعت خروج خود را به رغم تمام تاخیر های خورده ام با تو هماهنگ کرده ام
بلکم یک بار دیگر تو را ببینم و تو آنچنان که لبخند به لب داری رو به من بگویی
"میشه یه هل بدی دوست عزیز! تا یه جایی میرسونمت"
چیه فک کردید قراره عاشقانه باشه؟!
نخیر عزیزای من اینجا ایرانه آخر همه ی ماجراها به منفعت ختم میشه!