نامه ای به نیمه ی گمشده ۵

کادو ساعت دوست دارم فقط

شیرینی جاتم میتونه کنارش باشه!

  • ۵ | ۰
  • نظرات [ ۵ ]
    • یه بنده خدایی
    • يكشنبه ۱۸ آذر ۹۷

    پنج هزار و ششصد و بیست و پنج جمله ی مافوق فلسفی از دیدگاه نگارنده (1)

    به نظرم الکساندر اصن نمیدونست داره چیکار میکنه وگرنه مگه میشه اینجوری تغییر 

    عقیده و شیفت کردن در اجناس؟!

  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • یه بنده خدایی
    • شنبه ۱۷ آذر ۹۷

    روز دانشجومون چجوری گذشت؟!

    صبحونه کله پاچه

    ناهار پیتزای خونگی

    یه فوتبال خوب و جذاب

    معاشرت با دوستان

    زنگ زدن فامیل و تبریک گفتن

    شام قرمه سبزی

    امروز واقعا جذاب بود اگه یار ما هم میومد دیگه رویایی میشد ولی به خاطر خوبی امروز تاخیرش رو میبخشمش😁

  • ۸ | ۰
  • نظرات [ ۷ ]
    • یه بنده خدایی
    • جمعه ۱۶ آذر ۹۷

    بهش میگن والس!

    میتونید بگید که موقع شنیدنش فکرتون کجا میره؟



  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • یه بنده خدایی
    • جمعه ۱۶ آذر ۹۷

    پیامی به نیمه ی گمشده ٤

    کم کن مسخره بازیاتو!
    نمیای؟!
  • ۷ | ۰
  • نظرات [ ۶ ]
    • یه بنده خدایی
    • پنجشنبه ۱۵ آذر ۹۷

    مود ۵

    علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

    مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

  • ۴ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • یه بنده خدایی
    • سه شنبه ۱۳ آذر ۹۷

    آقاجان ، تولدت مبارک!+آپدیت جملات

    استاد اعظم
     

    چنتا جمله ی فوق العاده ازش:


    ۸۰ درصد موفقیت، پُز دادن است.

    به خاطر قدّم نتوانستم عضو تیم شطرنج شوم.

     

    عصر عالی‌یی داشتم؛ شبیه محاکمات نورنبرگ بود.

     

    وقتی من را دزدیدند، پدر و مادرم سریع وارد عمل شدند. آن‌ها اتاقم را اجاره دادند.

     

    خیلی به ساعت طلای جیبی‌ام افتخار می‌کنم. پدربزرگم در بستر مرگ آن را به من فروخت.

     

    یک جوک قدیمی هست که می‌گوید دو زن مسن در اقامتگاه کوهستانی «کَتس‌کیل» هستند که یکی از آن‌ها می‌گوید: «غذای اینجا خیلی افتضاحه». آن یکی جواب می‌دهد: «آره، درسته، خیلی هم کمه.» خب، اساسا این حسی است که من نسبت به زندگی دارم.
     

     


     

     

  • ۶ | ۰
  • نظرات [ ۵ ]
    • یه بنده خدایی
    • يكشنبه ۱۱ آذر ۹۷
    دائما یکسان نباشد حال ما!