همیشه انسان هایی که هیاهو های زیادی دور و بر خورد دارند در درون غمیگن ترند!
برعکس دیگران ما غم هایمان برای خودمان است و بس!در کل زندگی باید سنگ صبور باشیم و بس.از اولش در طالعه ی ما نوشته بودند حرف های دیگران بشنو با آن ها مهربان باش و بکوش تا مشکلاتشان را حل بکنی،مبادا تلخی روزگارت رو برای دیگران بیاوری!اما نباید این انتظارات را از آنها داشته باشی ،یار نمیخواهی!همدم نمیخواهی!هم صححبت نمیخواهی!شاید نمیخواهی فعل غلطی باشد،شاید باید گفت نباید بخواهی.یار تو سکوت است و سکوت است وسکوت است و سکوت و در نهایت فریادهایی که در خود خفه میکنی!نباید در رویت نمایان شود که مشکلی داری.اینکه به دیگران این را بفهمانی گناهیست نابخشودنی.البته موفقیت در این راه بستگی به ظرفیت ما هم دارد،از یک جایی به بعد این فشار بیرون میزند در رنگ و رویمان!
شاید موی سپیدمان تنها میداند چه بر ما گذشته!ما همان هایی هستیم که فکر کنم در آرزوی یک بغل و یک صحبت با کسی که درد هایمان را بشنود از این دنیا برویم!